يه هفته پره دوس جون
سلاااااااااااااام خوبين؟
من اومدم. من ديگه! دوسته دوست جون. بي معرفتها به اين زودي يادتون رفت منو دوس جونو؟
کامپيوترم خرابه. دوس جون هم که تلشون يه طرفه س. باز هم به من که شده از سايت دانشگاه ميام وآپ مي کنم.![]()
از هفته ي پيش ميگم:
شنبه: با دوس جون مي خواستيم بريم سينما که علي و دوست دختره جديدش هم
باهامون اومدن. از خانومش چي بگم که نگم بهتره. اصلا قيافه و تيپ نداشت.
خيلي هم بي زبون بود. علف بايد به دهنه بزي شيرين بياد. انگار تو دهنه علي
مزه ي عسل ميده
علی م که جو گرفته بودش هی بامزه باز در میاورد.![]()
فيلمه رفيق بد رو ديديم که بد نبود. بعدش هم رفتيم پارک.
دوشنبه: براي اولين بار در تاريخه دوستيه منو دوس جون صبح با هم بوديم![]()
![]()
من
مي خواستم با دوستم برم ظهير الاسلام مقوا بگيرم. دوست جون ساعته ۸ صبح!
زنگيد که منم ميام خلاصه اومد باهامون بعدشم رفتيم جمهوري يه کم ارگ هاي
مورد علاقه ي دوس جونو ديديم و تا خونه پياده برگشتيم بعدش هم رفتيم پارک.
يه کوچولو هم حرفمون شد که عاديه![]()
سه شنبه: از دانشگاه داشتم ميومدم که دوس جون گفت ميام يه سر ببينمت.من
هم باز هیچی آرایش نداشتم فقط یه رژ زدم. اومد ميدون رفتيم پاساژ واسه
تولده مامانم يه شال گرفتم. يه کم دور زديم حلقه م هم حاظر نشده بود. شب که
حرفیدیم دوس جون گفت خیلی خوب شده بودی![]()
پنج شنبه: عصر با هم بوديم. حلقه مو رفتيم گرفتيم بعد هم رفتيم کافه
سينما. دعوايي بوديم.من چی کار کنم که دوس جون کاری که من بدم میاد رو
انجام نده؟ یه سال و خورده ایه که می گم نکن من بدم یاد ولی اون باز کاره
خودشو میکنه
يه
کم قدم زديم .دوس جون تا می تونس قربون صدقه م می رفت و بوسم می کرد من هم
برگشتم گفتم این کارا رو با سنگ می کردی بیشتر جواب میداد تا من! که بهش
برخورد و ناراحت شد ولی بعدش یه کم بهتر شدیم
برگشتيم
خونه. شب هم تشریف بردن آب شنگولی خوری که بازم من حرصم گرفت. همش هم میگه
من نمی خوام برم بچه ها با زور منو می برن که من هم بهش گفتم که نمیشه که
همیشه تقصیره بقیه باشه شاید اصلا تقصیره خودته![]()
جمعه: ماشين گرفتم بودم با يلدا بريم دور بزنيم يه سر هم رفتيم پيشه دوس
جونم. مسعودو هم ديدم. تا مسعود بیاد رفتیم تو مجتمع یه جا پارک کردم سرمو
گذاشتم رو پاشو یه دونه بوسش کردم خوبه باهاش قهر بودم
.يه کم با هم بوديم .رحمان رو هم دیدیم. خوب بود بعد دوس جون اينا رو گذاشتيم سره شهرآرا و برگشتيم.
ديروز هم باز با هم بوديم رفتيم سينما فيلمه هدف اصلي که مزخرف بود. وسطش پا شديم اومديم بيرون بار حرفمون شد سره موضوع ۵شنبه بعدش رفتيم پارکه. دوس جون يه اين چند روز خيلي پسره بدي بود. قول داده که تکرار نشه. ببينيم و تعريف کنيم.
دوست جون گفتم ديگه نمي نويسم ولي اومدم نوشتم. توام خوب باش. خب؟





لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا