معافی حاصل خواهد شد؟؟
سلام خوبین؟ ما هم
خدا رو شکر بد نیستیم. شنبه که با دوستم رفتیم کنسرت و کلی خوش گذروندیم.
یعنی خیلی خوب بود ها. اونم در حالی که من یگانه رو خیلی دوس ندارم. دوستم
هم که بی جنبه گیر داده که از این به بعد همه ی کنسرت ها رو بریم. و نفر
بعدی لیست ما احسان جان هستن که دقیقا سه شنبه کنسرت داشتن. ولی تلاش های
دوستم بی فایده بود و بلیط پیدا نکردیم
.
یکشنبه هم به تلافی اون یکی دو هفته با
دوس جون رفتیم بیرون. یعنی قرار شد من از سرکار برم پیشش که نهار با هم
باشیم. منم پیشنهاد دادم که این دفعه من برم سمت خونه ی دوس جون اینا. بعد
چشمتون روز بد نبینه که دوس جون ما رو سرویس کردن از بس از خاطراتشون تعریف
کردن. یعنی هر یه قدمی که ما تو محله شون برداشتیم ده تا خاطره شنیدیم
.
ساعت حدود ۳.۳۰ بود و هر جا که خوشمون میومد غذاشون تموم شده بود. دیگه رفتیم سمت تهران ویلا و همون جا من با یه رویال برگر و دوس جون با یه چیزبرگر یه حالی به شکم ها دادیم. بماند که من تا فردا صبحش هم هنوز احساس سیری داشتم.
از وقتی تصمیم گرفتم سیگارم رو عوض کنم و
از همون کنت بگیرم٬ هیچ جا پیدا نکرده بودم که اون روز با همت متعالی دوس
جون بالاخره موفق شدیم پیدا کنیم
. بعد از نهار هم بعد از مدتها با هم رفتیم پارک.
من تا حالا از این وسیله های ورزشی که
تو پارک ها هست استفاده نکرده بودم یعنی یه جورایی خجالت می کشیدم. بعد اون
روز تحت تاثیر جو همه ی وسیله ها رو امتحان کردم. بعضی ها رو هم بلد نبودم
دوس جون هم غش کرده بود از خنده. همین طوری که می خندید تمام نوشابه ای که
دستش بود رو ریخت تو کیف من. منم خنده م گرفته بود هر چی می خواستم بهش
بگم بابا نوشابه ها رو داری می ریزی٬ نمی تونستم. دیگه وقتی که کل نوشابه
تو کیف من بیچاره خالی شد٬ خنده م بند اومد و دوس جون ملتفت شد چه دسته گلی
به آب داده
اینم از ماجراهای پت و متی ما.
سه شنبه عصر هم حسابی حوصله م سر رفته بود به دوس جون گفتم میام که بریم یه دوری بزنیم. رفتیم سمت پاساژ. من یه دستبند خیلی مسخره رو که ۵۰۰ تومن هم نمی ارزید ۶۰۰۰ تومن خریدم. دو تا هم اشانتیون عطر از این ۱۵ میلی ها گرفتم. برای خودم کالکشن و برای دوس جون دانهیل. بعدم چون دوس جون نهار نخورده بود ساندویچ و سیب زمینی گرفتیم و تو ماشین خوردیم.
دیروز هم دوس جون رفت یه کم تحقیق کنه برای معافی گرفتنش که اول با یه وکیل صحبت کرد که بهش گفته بود اطلاعاتی نداره و باید از همون نظ*اموظ*یفه بپرسه. بعد هم رفته بود میدون سپ*اه. اونجا هم گویا جواب درست حسابی بهش ندادن یعنی اول با شنیدن شرایطش گفتن خب می تونی معافی بگیری بعد که فهمیدن یه هفته رفته و بعد فرار کرده٬ گفتن نمی دونیم باید بری و از همون پاد*گان خودت اقدام کنی. معلوم هم نیست که چی بشه... یعنی اگه یه آشنای درست حسابی داشتیم می تونستیم به راحتی این مشکل رو حل کنیم.
دوس جون هم فعلا در به در دنبال یه پارتیه. دعا کنید که بتونه معافی ش رو بگیره تا حداقل خیالمون از بابت یکی از مشکلات حل شه...
پ.ن: تا همین یه ماه پیش ربع سکه حدود 140 بودهااااا بعد همین که من نیت کردم بگیرم، اومد بالای 150 ![]()
پ.ن۲: از سرکار پست نوشتم بعد توقع ندارید که ویرایشش هم بکنم که؟؟
لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا