سینما
سلام خوبین؟امروز هم پیشه دوست جون جونیم بودم.قرار بود با یلدا و علی بریم سینما.که اول منو ویلدا یه کم لوس بازی در آوردیم چون خوابمون میومد.
بعد آدم شدیم.رفتیم فیلمه اخراجی ها که بد نبود.یعنی اولش خنده دار بود ولی آخرش گریه داشت.
تو سینما که من همش تو بغله دوست جون بودم.یه عالمه نازم کرد.بعد که فیلم تموم شد قرار شد بریم علی ماشین بیاره. یه دربست گرفتن تا اونجا که دوست جون جلو نشست.ما هم عقب بودیم.یلدا که انقدر بلند بلند حرف زد آبرمونو برد.من هم یه سوتی دادم به چه گندگی.هوا ابری بود.بعد راننده شیشه شور رو زد.من گفتم وای چه بارونی گرفت زمین چرا خشکه پس؟علی دیگه مرده بود از خنده.
رسیدیم اونجا یلدا اینا طبقه معمول جیش داشتن که علی گفت بیاید پایینه خونه ما.(آخه یه نیم طبقه س که علی داره واسه خودش درستش می کنه)رفتیم اونجا علی رفت بالا یهو داداشش اومد.دوست جون فوری زنگید به علی که اون گفت عیب نداره باهاش از این حرفا ندارم.خودش اومد .حالا هر چی می گفت بیاید بریم یلدا و من می گفتیم نه ما رومون نمیشه .اومدیم ولی چشم تو چشم نشدیم که سلام کنیم.ولی داداشش رفت جلوی در دیگه دیدیم زشته سلام کردیم.
علی ماشین آورد یه کم رفتیم اتوبان گردی.تو ماشین هم یه نخ سیگار کشیدیم.تو ماشین دوست جون یه عالمه بوسم کردو گفت که حرفای اون روز همش از روی عصبانیت بوده و هنوز منو خیلی می خواد.من هم کلی ذوق مرگ شدم.
داشتیم میومدیم سمته خونه که شیوا زنگ زد که بیا می خوام بیام پیشت.علی دمه پارک نگه داشت که دیدم شیوا و سمیه اونجان.شیوا اومد درو باز کرد یه عالمه فحش داد به کوروش که بچه ها بگن بهش.بعد هم زد زیره گریه و رفت.یلدا رفت دنباله اون.منو دوس جون هم رفتیم پیشه سمیه که تعریف کرد که از عصر تا حالا علافشون کرده و هی گفته الان میام الان میام که تا اون موقع که 8 بود نیومده بود دیگه گوشیش رو هم جواب نمی داد.سمیه نذاشت دوست جون هم بهش بزنگه.من هم رفتم پیشه شیوا که حالش خیلی بد بود .یلدا رفت که برسوننش.قرار شد سمیه رو هم بذارن.من هم شیوا رو آوردم خونمون.
هنوز هم هیچ خبری از اون بیشعور نیست.با دوس جون هم که حرف زدم گفت دیروز دروغ گفته دیروز هم پیشه اون دوست دخترش بوده.الان هم معلوم نیست کجا خودشو گم و گور کرده.اگه کوروش گند نزده بود تو امروز روزه خوبی بود.
لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا