این ساک ادکلن دوس جونه!

این ساک و ادکلن در کنار هم. این دو تا عکس رو تو خونه گرفتم.

اینم کیک تولدش که البته لازم نیست بگم که کیک بی بی ِ

اینم شام تولد دوس جون در کافی شاپ ۵ستاره

دوباره شام٬ بانضمام دستای دوس جون که آماده ی بلعیدن بود اونم در حالی که اصلا میل نداشت!

ادکلن دوس جون پس از باز شدن

چایی با کیک بعد از شام

شمع ها رو علامت سوال گرفتم که کسی نفهمه دوس جون ۲۴ ساله شد

کیک بعد از بریده شدن توسط دوس جون البته دقت دارین که تیکه بزرگه مالِ من ِ  و خب  تیکه کوچیکه هم سهم ِ دوس جون!

همون طور که گفتم دوس جون نتونست مرخصی بگیره.منم با سواستفاده از موقعیتم تصمیم گرفتم که شام بریم بیرون. البته تو این ۴ سال اولین بار بود.

خلاصه من بدون اینکه به گل پسر بگم رفتم که یه کیک خوچمزه براش بخرم و با دست پر برم پیشش. الکی هم بهش گفتم می خوام برم برای خونه خرید کنم

دوس جون هم حدود ۸.۳۰ رفت سمت خونه تا حاضر شه و بیاد. منم با خوش شانسی زیاد موفق شدم یک عدد کیک نسبتا کوچیک بی بی بخرم (چون معمولا خیلی کوچیک نداره) و برم پیش بسوی دوس جون. البته با یه کم تاخیر رسیدم و تو راه که بودم کمی تا قسمتی غرغر هم شنیدم.

ولی لحظه ای که منو کیک به دست دید٬ حسابی نیشش باز شد. الهی بچه م٬ با یه ذوقی می گفت: تو چقد خوبی!

اول یه کم کل کل کردیم که یه وقت یادمون نره از این کارا هم بلدیم. ولی بعدش عشقولی شدیم. برای شام همبرگر سفارش دادیم. که من خوشم اومد ولی دوس جون خیلی خوشش نیومد. بعد هم از آقاهه خواستیم برامون بشقاب و چاقو بیاره.

دقیقا همون لحظه ای که من شمع ها رو روشن کردم٬ دوستش زنگ زد که بهش تبریک بگه. همین باعث شد کیک مون شمعی بشه. دوس جون هم در حین صحبت تندی شمع شو فوت کرد.

بعد که تلفنش تموم شد دوباره براش شمع ها رو روشن کردم. دوس جون هم اول آرزو کرد و بعد فوت کرد. به اصرار من یه برش از کیک رو هم به آقاهه دادیم که کلی ذوق کرد. عطرش رو هم که البته از قبل دیده بود٬ بهش دادم. خیلی بوشو داس دارم. خدا کنه خودش هم همین قدر خوشش اومده باشه.

دیگه ساعت ۱۰.۲۰ بود که بلند شدیم. دوس جون هم با من تا نزدیک خونه مون اومد.

بازم تولدت مبارک جناب نفس خان. ایشالا تولد ۱۲۴ سالگی ت عزیز دلم البته در کنار من و بچه ها و نوه ها و نتیجه هامون.

راستی تو شب آرزوها وقتی دارید آرزوهای خوب خوب می کنید به یاد منو دوس جون هم باشین. هر چند مطمئنم لازم به گفتن دوباره نیست چون شما دوستای گلم٬ ماه تر از اونی هستین که ما رو فراموش کنین. انشاالله خدا آرزوهای قشنگ تک تک مون رو برآورده کنه