سلام خوبین؟ ما هم خدا رو شکر خوبیم. اینطوری که بوش میاد دوس جون جدی جدی داره می ره کیش. تقریبا همه چی بری رفتنش جور شده ولی انقدر همیشه اینطور برنامه هاش جور نشده، یه جورایی باورم نمیشه بره. یا فکر می کنم بره، نمی تونه بمونه. نمی دونم خدا کنه اگه واقعا درآومد شغلش اونجا خیلی خوبه، خدا به هر دومون صبر بده تا موندنی بشه و یه کم پول جمع کنه...

یکشنبه با دوس جون رفتیم سینما فیلم پوپک و ... که البته طبق معمول خیلی مزخرف بود. دوس جون هم کمی تا قسمتی بی حال بود. از اونجا هم رفتیم پارک شفق، دوس جون هم چیپس و ایستک خرید. تا ساعت نه اونجا بودیم. از اونجا هم تا خونه پیاده برگشتیم که خیلی مزه داد.

دوشنبه هم دوس جون تصمیم گرفت یه دستگاهی (دقیقا نمی دونم چی بود، فکر کنم تو مایه های باند و این جور چیزا) رو که داشت ببره بفروشه. که البته کار خوبی هم کرد. چون از وقتی خریده بودش یه بار هم ازش استفاده نکرد.

دیروز هم با دوس جون رفتیم بیرون. اول رفتیم ایرانیان، دوس جون هم با پولش و بعد از کلی گشتن چک و چونه زدن یه خط 912 با پیش شماره پایین خرید. من نمی دونم حالا اگه پیش شماره ش بالا بود چه فرقی می کرد؟ مثل بچه ها گیر داده بود دیگه. بعد یه کم تجید قوا کردیم و ذرت خوردیم و رفتیم به سمت پاساژ علا*الدین. اونجا هم کلی گشتیم تا بالاخره یه گوشی سام*سونگ لمسی که قیمتش هم خیلی خوب بود خرید. یادم نیست اسم مدلش چی بود:دی ولی اگه رضایت می داد که خطش رو پیش شماره 5 بخره، می تونس با بقیه پولش یه گوشی عالی بگیره. حیف که قبول نکرد.

امروز هم با هم بودیم و بعد از مدت ها رفتیم پارک بهجت. که اولش دوس جون خان منو اذیت کرد و حرفمون شد. بعد هم مجبور شد کلی منت کشی کنه تا آشتی کنیم.