این دفعه از سرکار!
سلام دوستای خوبم.
دوشنبه الی از سرکارش اومد خونه مون. موقع رفتنش٬ منم حاضر شدم که تا یه جایی از مسیر رو با هم بریم و یه کم مغازه ببینیم. به دوس جون هم که گفتم٬ گفت پس منم میام یه سر ببینمت.
دارم می رم به پیشواز تفلد دوس جون و از
الان چشمم همه جا دنبال کادوهای خوشمل برای پسرمه. چند جا براش شلوار
دیدیم که هیچ کدوم به دلم ننشست. یه جا هم یه کفش مردونه ی جیر معرکه دیدیم
که با اجازه تون ناقابل ۱۲۰ تومن بود
پس فعلا هیچ کدوم از کادوهای دوس جونم خریداری نشدن.![]()
یک عدد شومیز خوشمل و یه جاسوئیچی که گاوه برای خودم خریدم. و بعد از خداحافظی با دوستم رفتم پیش پسر گوگولی م. یه کم با هم قدم زدیم که دوس جون پیشنهاد داد بریم یه جا بشینیم.
رفتیم پایین پاساژ ایرانیان. طبق معمول
تا رفتیم طبقه بالای کافی شاپی که اونجاست و ما تحت مبارکمون به صندلی
چسبید٬ سیل مشتری بود که به اونجا روانه شد
.
دوس جون یه میلک شیک عجیب غریب که اسمش رو هم یاد نگرفتیم سفارش داد و من آب آلبالو. سفارش دوس جون تا دلتون بخواد بدمزه بود
اما دوس جون بدون اینکه به روی خودش بیاره تا آخرین ذره ش رو خورد
بعد که تموم شد٬ تازه یادش افتاده می گه: وای چقدر بدمزه بود. فکر کنم فاسد بود![]()
.
دوس جون هم که کلا حسااااااااااااااس. با خوردن معمولی ترین چیزها حالش
بدمیشه. بر عکس من که اگه کثیف ترین ساندویچ دنیا رو هم بخوریم هیچی م
نمیشه![]()
بلوزم رو به دوس جون نشون دادم که کلی
خوشش اومد. کلی هم با گاوم بهش سرکوفت زدم. اخه خیلی وقت بود قرار بود دوس
جون برام جاسوئیچی بخره که همه ش یادش می رفت. بعد حالا که خریدم می گفت تو
رو خدا بذار پولش رو بهت بدم
.
از اونجا هم اومدیم پایین پاساژ یه جا
از گوشی دوس جون دیدیم که البته شماره ی مدلش یه عددش با مدل گوشی دوس جون
فرق داشت. وقتی رفتیم و از فروشنده پرسیدیم٬ گوشی دوس جون رو گرفت و بعد از
کلی بررسی حسابی حالمون رو گرفت که بهتون انداختن و اصلا سام*سونگ همچین
مدل گوشی نداره. اصلش اینه که من دارم. یعنی انقدر حالمون گرفته شد که خدا
می دونه
.
دیگه از اونجا تا خونه دوس جون غر زد که
من چقدر بدشانسم٬ چرا همه سرم کلاه می ذارن٬ چرا انقدر بد میارم٬ چرا
انقدر ضرر می کنم. منم تا جایی که شد دلداری ش دادم
.
فرداش با دوستش رفتن علا*الدین که برن
به فروشنده بگن. می رن یه کم تو پاساژ می گردن و گوشی رو نشون چند نفر می
دن که همه بهشون می گن که نه بابا مدل گوشی ت هشت. قیمتی هم که خریدی
درسته. و تفاوتش رو با مدلی که اون مرده به ما گفت نشون دوس جون اینا می
دن. خلاصه که پسرم خیالش راحت شد که سرش کلاه نرفته
. و اون مرده یه جورایی اطلاعات غلط بهمون داده.
امروز هم حتما دوس جونم رو می بینم و در اولین فرصت میام تعریف می کنم.
لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا