سلام خوبین؟

۵شنبه هم دوس جونو دیدم. من ماشین گرفتم و رفتم دنبالش یکم الکی دور دور کردیم. بعد هم رفتیم جلوی پارک گفت*گو تو ماشین نشستیم. منم موهامو با بابلیس فر درشت کرده بودم که دوس جون خوشش اومده بود و هی  عکس می گرفت.

برگشتنی هم یه خانومه با شخصیت از پشت زد بهمون. می بینین تو رو خدا. حالا هم که من دارم خوب رانندگی می کنم بقیه می زنن بهم. ولی خب خدا رو شکر هیچی نشد. دوس جون پیاده شد که پشت ماشین رو ببینه بیچاره دختره گرخید. فکر کرد الان می خوایم دعوا کنیم. دوس جون هم بعد از بررسی کامل به این نتیجه رسید که چیزی نشده.

تا امروز هم دیگه بیرون نرفتیم. راستی امروز قرار وبلاگیه. قراره سه تا از ندیده ها رو ببینم. البته احتمالا با دوس جون هاشون. دوس جون هم احتمالا کار داره و شاید نتونه باهام بیاد. خیلی هیجان دارم. به زودی میام تعریف می کنم.