نمی خواد بره
از دست من هم کاری برنمیاد چون من قبل از همه ی اونا فهمیدم که نمی تونم
و نمی خوام که مجبورش کنم کاری که نمی خواد رو بکنه. فقط می تونم بهش بگم
اگه رفتی چی میشه اگه هم نرفتی چی میشه و منتظر شم تا خودش انتخاب کنه
چیکار می خواد بکنه. بعد هم که همه اونا فهمیدن نمی تونن تصمیم ش رو عوض کنن قرار شده براش
معافی روانی بگن. فعلا هم دنبال کاراش هستن. من هم بهش گفتم که شاید
خانواده من بتونن از تحصیلات بگذرن ولی از این یکی نه. پس وقتی می تونی
بیای خواستگاری که تکلیف سربازیت روشن باشه. دیگه نمی دونم معافیش جور میشه یا نه.... از تک تک شما دوستای گلم هم که اینقدر برام نگران بودین و با حرف های
خوبتون کمکم کردین ممنونم از همه تون. خیلی دوستتون دارم. بیشتر از اونی که
فکرشو کنین.... بابا مگه من بدم میاد که بره و خودشو منو واسه یه عمر راحت
کنه؟!!!!! وقتی میگه نمی خوام چطوری باید مجبورش کنم؟ الان هم که نیومده
منو عقد کنه تا جفتمون باهم بدبخت شیم. حالا تا اون موقع ۱۰۰۰ تا اتفاق
میفته. بعد هم اون حتی اگه کارت پایان خدمت هم داشته باشه سره کاره دولتی
نمیره چون شغلی که دوس داره و می تونه داشته باشه آزاده. تو رو خدا انقد
نگید من باید یه کاری کنم بره. به خدا خسته شدم از جمعه تا حالا همش دعوا و
بحث داریم. دیگه باید چیکار کنم؟ دست و پاش رو ببندم بکشونم ببرمش؟ یا زنگ
بزنم دژبان بیاد سراغش؟ هیچ کس جای من نیست که ببینه چه زجری دارم
میکشم.آرزوهام جلوی چشمم داره نابود میشه هیچ کاری هم از دستم برنمیاد خانومه
مرسی که انقد برام وقت می ذارید و با حرفاتون راهنماییم می کنین.
لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا