دوس جون جیگر میشود
۵شنبه و امروز دوس جونمو دیدم. ۵شنبه که چون کلی تو خونه حوصله م سر رفته بود دوس جونه مهربونم برام فیلم آورد. امروز بعد کلی مدت درست حسابی دیدمش. من ماشین بردم رفتم دنبالش. بعدش رفتیم گیشا. دوس جون رفت هات داگ بخار هی دستمو می گرفت بوس می کرد پ.ن: دوس جونم جیگر بود٬ جیگرتر شده بود خانومه
من
هم رفتم کوچه پشتی مون ازش گرفتم. اون هم چه شکلی. همه موهامو ریختم تو
صورتم. عینک آفتابی گنده هم رو هم زدم. دوس جون می گفت هیچی از صورتت معلوم
نیست که
۵ دقیقه بیشتر پیشش نبودم.
گرفت.
تو ماشین نشستیم خوردیم. وای که دوس جون امروز چقدر جیگر شده بود. با زور
مجبورش کرده بودم موهاشو سیخ سیخی کنه. (الان موهاش یه سانته) بعد یه
سویشرته خوشمل پارسال خواهرش خریده بود براش. اونم پوشیده بود. کلی خوش تیپ
شده بود
بماند که من چقدر قیافه م بد شده
ولی دوس جون کلی دوسم داشت و هی قربون صدقه م می رفت.
. هر چی می گم بابا پشت دستم هنوز آثاره آبله مرغونه
.
نکن. تو گوشش نرفت که نرفت. تا ساعت ۷ پیش هم بودیم. خیلی هم عشقولی بودیم
و همو دوس می داشتیم. این هم از بیرون رفتنمون. این عکسه هم تقدیم به دوس
جونم
(یه بوسه گنده ی تفی)
![]()
![]()
لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا