سلام امیدوارم که خوب باشید. ما هم خدا رو شکر خوبیم بد نیستیم. امروز من یعنی دوست جونه شیده اومدم خاطره دیروز و امروز رو بنویسم آخه عزیز دلم حوصله نداشت گفت من بیام بنویسم. دیروز شیده مهمون داشتن گفت اگه بتونم بیام بیرون بهت خبر میدم. که بهم اسمس داد گفت بیا دنبالم میدون بریم پارک طالقانی که خیلی عالی بود و خوش گذشت. امروزم شیده با یلدا و دختر خالش اومده بودن گیشا دور بزنن وخرید کنن که به منم زنگ زد منم با حامدو رحمان رفتم دیدمشون از اونجام رفتن خونه خدایا یه کاری کن هرروز کناره هم باشیم واز وجود همدیگه لذت ببریم