سینما و سفره خونه
رفتیم فیلمه زن ها فرشته اند. اونقدر که من فکر می کردم خوب نبود. ولی بد هم نبود. فقط کارگردانش عقده ی چشمه سبز و مژه مصنوعی داشت ولی فیلمش بد آموزی داشت نباید دوس جونو می بردم بعد هم رفتیم پارکه پشت ولیعصر. دوس جون هی فیلمه تولدش رو دید. دیروز هم من امتحان داشتم. بعد از امتحانم اومدم گیشا و دوس جونو ۱۱
اونجا دیدم و با هم رفتیم تا دوس جون کفش بگیره. ولی از اونجایی که کفش ها
خیلی بی ریخت بودن. یا جنسشون خیلی بد بود نشد کفش بگیره عصر هم قرار بود بریم سفره خونه. باهاش نزدیکه سفره خونه قرار گذاشتم. و
تا اونجا پیاده رفتیم چون خیلی نزدیک بود. اولین بار بود می رفتیم اونجا. و
دوس جون کلی غر زد. قلیونش هم به نظره من خوب بود ولی دوس جون پدره آقاهه
رو درآورد. یه ساعت نشستیم. من اسمس هایی که از خودمو دوس جون تو گوشیم نگه
داشته بودم بهش نشون دادم. اون هم کلی با ذوق خوندشون و می گفت انگار اون
موقع خیلی بچه بودم و تو بزرگم کردی. گفتم:نه عزیزم هنوز هم بچه ای. بعد رفتیم پاساژه که جدیدا جلوی پارک لاله باز شده یه کم اونجا دور زدیم
چیزه خاصی نداشت. پس رفتیم توی پارک نشستیم. بعد من دو سه بار که تلفنی
حرفیدیم و عشقولی بودیم صدامون رو ضبط کردم. و دوس جون تا حالا گوش نکرده
بودشون. چون صداش کم بود٬ سرمون رو چسبونده بودیم بهم که بشنویم. پشتمون هم
شمشاد بود. دیدیم یکی صدامون می کنه برگشتیم دیدیم پلیسه پارکه بعدش هم یه کم در مورده این دو ماهی که دوس جونم نیست صحبت کردیم این هم از دیروز. باز هم خدایا شکرت. خیییییییییییلی ممنونم به خاطره
این روزهای خوبی که داریم. همه روزامونو اینطوری کن و اینکه خدایا ازت
خواهش می کنم دوس جونم بیفته تهران. هانا جونم منو به یه بازی دعوت کرده. بازی ۱۰ تایی ها. اول ۱۰ تا چیزی که دوست دارم: ۱- اول از همه خدا رو که خیلییییییییییییی ددوسش دارم. هر چی من بنده ی بدی ام اون ۱۰۰۰۰ برابرش خدای خوبیه. ۲- دوس جونه عزیزم که خیلی دوسش دارم. و فکر کنم جز گرانبها ترین چیزاییه که تو این دنیا دارم. ۳- مامان بابامو داداشو فامیلهامو و خانواده ی دوس جونو ۴- دوستای خیلی صمیمیم: الهام یلدا مهرنوش دوقلوها سعیده حدیث ۵- کتاب خوندن و سینما مخصوصا کتاب ها و فیلم های عاشقانه ۶- آهنگ های عاشقانه و آهنگ هایی که دوس جون می زنه ۷- بیرون رفتن های اکیپی مخصوصا که دوس جون هم باشه و همین طور مهمونی ۸- برف و زمستان و هوای سرد ۹- خرید کردن٬ چیزایی که دوس دارم بخرم: لباس مخصوصا بلوز٬ بدلیجات ٬ کتاب ٬ و کادو برای دوس جون ۱۰- و در آخر وبلاگ و دوستای وبلاگیه گلم حالا ۱۰ تا چیزی که بدم میاد: ۱- عصبانی شدنه دوس جون و غر زدن هاش ۲- آدم های تازه به دوران رسیده ۳- کسایی که هر کاری می کنن ولی در ظاهر خودشون رو خوب نشون می دن ۴- بیوفایی و خیانت و دروغ گفتن و بی معرفتی ۵- ایرانسل ۶- دوستای دوس جون ۷- آمپول زدن و دکتر رفتن و بیمارستان ۸- هوای گرم و تابستون ۹- لوبیا پلو و باقالی پلو ۱۰- پسرهای سوسول وجلف و ۱۰ تا دوستی که از طرفه من به بازی دعوت میشن: تمامه بچه های لینک و میلاد که تونظرات بازی می کنه.
همه
زن ها از مهتاب کرامتی و نیکی کریمی و لیلا اوتادی چشم سبز بودن. واسه
امین حیایی هم لنزه سبز-طوسی گذاشته بود. همه زن ها هم از دم مژه مصنوعی
داشتن
.![]()
بعدش هم رفتیم میدون سیمکارته ایرانسل بگیریم. آخه اون سیمکارتم از اون موقع که از مشهد اومدم کاملا آنتنش رفته
هر چی هم زنگ می زنم به ایرانسله مزخرف٬ میگن: در دسته بررسیه شما منتظر باشین
و دیگه من بیخیالش شدم.![]()
بعد هم اومدیم سمته خونه.
تا فاطمی اومد باهام. بعدش هم خودش کلی پیاده راه رفته بود.![]()
![]()
ولی آقاهه خیلی مهربون بود و گفت یک درست تر بشینید ما هم گفتیم چشم و رفت![]()
دیگه کم کم پا شدیم که بیایم سمته خونه. تا فاطمی با هم اومدیم و اونجا از هم خداحافظی کرذیم.







لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا